دیکشنری فارسی

valve

UKvælv USvælv

معنی فارسی

دريچه سوپاپ سرپوش کپه لنگه (در راديو) چراغ لامپ

معنی کامل و مثال‌ها

/valv/n., vt., vi.

● (در اصل) هر یک از دو لنگه‌های در یا پنجره، لنگه‌ی در

● (گیاه‌شناسی - جانورشناسی) کفه، لته

● (کالبدشناسی - به‌ویژه قلب) دریچه

● (مکانیک) سوپاپ، شیر و فلکه، شیر، دریچه

● (اتومبیل) لامپ، سرپوش

● (انگلیس) رجوع شود به:electron tube

● (لاستیک اتومبیل) والف

● سوپاپ‌دار کردن، دریچه زدن به

● جریان (چیزی) را تنظیم کردن (با دریچه)

● لامپ خلا

تعریف انگلیسی

noun
  1. a structure in a hollow organ (like the heart) with a flap to insure one-way flow of fluid through it
  2. device in a brass wind instrument for varying the length of the air column to alter the pitch of a tone
  3. control consisting of a mechanical device for controlling the flow of a fluid
  4. the entire one-piece shell of a snail and certain other molluscs
  5. one of the paired hinged shells of certain molluscs and of brachiopods

واژه‌های دیگر با معنی «دريچه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن