دیکشنری فارسی

valvular

UKvælvjulər

معنی فارسی

دريچه سوپاپ سرپوش کپه لنگه (در راديو) چراغ لامپ

معنی کامل و مثال‌ها

/val´vyǝ lǝr/adj.

● سوپاپ مانند، سوپاپی

● سوپاپ‌دار، دریچه‌دار

● وابسته به دریچه‌های قلب، دریچه‌ای، لتی (valvar هم می‌گویند)

ریشه و کاربرد

ریشه

From Latin 'valvula' meaning 'small valve'.

مثال

  • The patient has a valvular disorder.
  • Valvular diseases can be serious if not treated.
  • The doctor is a specialist in valvular conditions.

ترکیب‌های رایج

Valvular disease Valvular disorder Valvular condition Valvular issue

تعریف انگلیسی

adjective
  1. relating to or operating by means of valves “Pertains to noun: valve”

واژه‌های دیگر با معنی «دريچه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن