vance USvæns معنی فارسی پره واژههای دیگر با معنی «پره» float-board پره slatting پره ها، پهنه ها noctuid شب پره paddle پره چرخ، اندام شنا، پرک (ماهي) بال pentacular پنج پره، ستاره اي gigging پره دار pyralid آتش پره wheel spoke پره چرخ paddlefish پره ماهي triskelion طرح سه پره، طرح سه پايه