vasculum
معنی فارسی
رگ کوچک ،اوند،
کبريت قوطي اي که گياه شناسان دران نمونه
جمع ميکنند
معنی کامل و مثالها
/vas´kyǝ lǝm/n., pl.
● (جعبهی فلزی و استوانهایشکل که گیاهشناسان نمونههای گیاهی را در آن حمل میکنند) واسکول، قوطی
رگ کوچک ،اوند،
کبريت قوطي اي که گياه شناسان دران نمونه
جمع ميکنند
/vas´kyǝ lǝm/n., pl.
● (جعبهی فلزی و استوانهایشکل که گیاهشناسان نمونههای گیاهی را در آن حمل میکنند) واسکول، قوطی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن