vehicle (J) معنی فارسی خودرو واژههای دیگر با معنی «خودرو» locomobile خودرو، گردونه خودرو self grown خودرو، خودرسته autocar خودرو automotive خودرو self propelling خودرو self-grown خودرو wildflower گل خودرو، گل وحشي، گياه خودرو drive screw پيچ خودرو tank vehicle خودرو تانکر، خودرو تانکر سوخت truck vehicle خودرو نظامي، کاميون