veining
UKveiniŋ
معنی فارسی
سياهرگ وريد رگ حالت حال تمايل دماغ رگ دار کردن رگه دار
معنی کامل و مثالها
/vān´iŋ/n.
● رگبندی، شبکهبندی رگها یا رگهها، طرح رگهرگه