دیکشنری فارسی

venerable

UKvenərəbl US'venərəbəl

معنی فارسی

محترم قابل احترام معزز ارجمند مقدس

معنی کامل و مثال‌ها

/ven´ǝr ǝ bǝl/adj.

● قابل احترام، ارجمند، محترم، معزز

a venerable old teacher

یک معلم پیر درخور احترام

● دارای سابقه‌ی تاریخی، تاریخی، پرارزش، قدیمی و پرارزش

a venerable monument

یک عمارت قدیمی و پرارزش

● (کلیسای انگلیکان - عنوان سرشماس) حضرت کشیش

● (کلیسای کاتولیک - عنوان کشیش عالیقدری که بعدها ممکن است تقدیس شود) کشیش عالیقدر

تعریف انگلیسی

adjective
  1. impressive by reason of age “a venerable sage with white hair and beard”
  2. profoundly honored “revered holy men”

مترادف‌ها

adjective
1. To be venerated, worthy of veneration, grave.
2. Dread, awful, dreadful.

واژه‌های دیگر با معنی «محترم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن