دیکشنری فارسی

ventilated

UKventileitid US'ventə'leıtıd

معنی فارسی

تهويه کردن ، هوا دادن (به) ،

پاک کردن (با اکسيژن) ، تصفيه کردن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. exposed to air “a well ventilated room”

واژه‌های دیگر با معنی «تهويه کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن