ventricos معنی فارسی بادکرده ،شکم دار،داراي شکم پيش امده واژههای دیگر با معنی «بادکرده» flown بادکرده، پراند، پروازداد dilated بادکرده، بزرگ شده، متسع swollen بادکرده، متورم، گزاف bouffant بادکرده، برامده، پف کرده . ventricous بادکرده، داراي شکم پيش امده d. eyes چشمان بادکرده dilated eges چشمان بادکرده bombe بادکرده وگرد ومحدب. puffy پف کرده، بادکرده، باد دار ventricose متورم، يک طرفه، بادکرده