vetting UKvetiŋ معنی فارسی آزمايش بررسي واژههای دیگر با معنی «آزمايش» probation آزمايش، امتحان، دوره کار آموزي tryout آزمايش، امتحان (در ورزش) tested آزمايش شد، آزمايش کرد test bed ميز آزمايش، صفحه آزمايش test hole چاه آزمايش، چاه گمانه testing load بار آزمايش، بار آزمون tribulation آزمايش سخت، محنت absorption test آزمايش جذب beta test آزمايش بتا experimental design طرح آزمايش