victualage معنی فارسی تهيه آذوقه ، غذا و خوار و بار واژههای دیگر با معنی «تهيه آذوقه» provision تهيه، تدارک، شرط cater چهار (در ورق يا طاس)، سورسات تهيه کردن، آذوقه رساندن