دیکشنری فارسی

vigilantly

UKvidʒiləntliː

معنی فارسی

مراقبت مواظب هوشيار گوش به زنگ بيدار

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a watchful manner “Derived from adjective: watchful (for: watchfully), vigilant”

واژه‌های دیگر با معنی «مراقبت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن