vignette
UKviːnjet
USvın'jet
معنی فارسی
عکس تصوير شکل. تصويربيحاشيه اثر ادبي کوتاه شرح مختصر کوته نگاشت
معنی کامل و مثالها
/vin yet´/n., vt.
● (در آغاز و پایان کتاب یا فصلهای کتاب و غیره) آذین یا طرح گل و بته، تصویر شاخ و برگ، تزیینات حاشیهی کتاب
● تصویر بیحاشیه
● اثر ادبی کوتاه، شرح مختصر (ادبی)، کوتهنگاشت
● (فیلم یا نمایش و غیره) صحنهی کوتاه و فراموشنشدنی، رویداد چشمگیر
● (حاشیهی کتاب و غیره را) با طرح گل و بته آراستن
● (نمایش و غیره) صحنهی چشمگیر درست کردن
تعریف انگلیسی
noun
- a brief literary description
- a photograph whose edges shade off gradually
- a small illustrative sketch (as sometimes placed at the beginning of chapters in books)