vinginity معنی فارسی بکارت واژههای دیگر با معنی «بکارت» myrtle caruncles شجر بکارت defloration بکارت برداري، ازاله بکارت، تصرف deflower بکارت برداشتن از، ازاله بکارت کردن از maidenhead دوشيزگي، بکارت maidenhood دوشيزگي، بکارت hymen پرده ء دوشيزگي، پرده ء بکارت، دخترکي virginhood دوشيزگي، باکرگي، بکارت deflorate گردريخته، تصرف شده، بکارت ازدست داده virginity دوشيزگي، باکرگي، دخترگي