virgo (vir) معنی فارسی سنبله واژههای دیگر با معنی «سنبله» Virgo سنبله، ويرگو، برج سنبله virginis سنبله، خوشه، عذرا wheatear سنبله گندم، چکچکي. tau-virginis تو - سنبله alpha-virginis آلفا - سنبله، سماک اعزال، آلفا - خوشه rar خوشه، سنبله icker خوشه ذرت، سنبله ذرت. panicle ارايش افشان، ارايش خوشه اي، سنبله متفرعه spicula خار، سيخک، شاخک حساس نوک تيز spicule سوزن، سيخ کوچک، خوشه کوچک