virgulate معنی فارسی ميله مانند شبيه ميله . معنی کامل و مثالها /vu_r´gyōō lit/adj.● میلهشکل واژههای دیگر با معنی «ميله مانند» lanternpinion چرخ کوچکي که ميله هاي عمودي داردو مانند است، به فانوس stilt چوب پا، ميله، پادراز filamentous ريشه اي، ليف دار، ميله دار filamentary رشته اي، ليفي، نخ مانند spar buoy بويه تير مانند، بويه ميله اي bacilliform ميله سان، باسيل مانند