دیکشنری فارسی

filamentous

UKfiləməntəs

معنی فارسی

ريشه اي ليف دار ميله دار نخ مانند

مترادف‌ها

adjective
1. Filiform, thread shaped, fibrillous.
2. Consisting of filaments, fibrous.

واژه‌های دیگر با معنی «ريشه اي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن