دیکشنری فارسی

visually

UKviʒəliː US'vıʒwəlı

معنی فارسی

ديداري بصري وابسته به بينايي

تعریف انگلیسی

adverb
  1. with respect to vision “visually distorted”

واژه‌های دیگر با معنی «ديداري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن