vivaceous معنی فارسی با روح سرزنده چالاک با نشاط ديرپاي واژههای دیگر با معنی «با روح سرزنده» spirited با روح، روح دار، جاندار sprightlier خوش، بانشاط، بشاش sprightliest خوش، بانشاط، بشاش sprightly خوش، بانشاط، بشاش