دیکشنری فارسی

viviparous

UKvivipərəs USvaı'vıpərəs

معنی فارسی

مولود بچه زا بچه گذار

معنی کامل و مثال‌ها

/vī vip´ǝr ǝs/adj.

● (جانورشناسی) زنده‌زا، زنده‌آور، زنده‌گذار (در برابر مثلا تخم‌گذار)

● (تخم گیاه) جوانه‌زننده در درون گیاه

تعریف انگلیسی

adjective
  1. producing living young (not eggs)

واژه‌های دیگر با معنی «مولود»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن