vocative particle معنی فارسی حرف ندا واژههای دیگر با معنی «حرف ندا» interjection حرف ندا، صوت، اصوات lackadaisy حرف ندا، علامت افسوس وتعجب. lackaday حرف ندا، علامت افسوس وتعجب. interj مخفف: حرف ندا، واژه ي شگفتي نما blimey حرف ندا به نشان تعجب و غيره golly حرف ندا براي بيان تعجب و غيره bejabbers حرف ندا حاکي از تعجب يا خشم يا خشنودي و، غيره، فلان interjectional معترضه، در يمان انداخته، صوتي