دیکشنری فارسی

vociferant

معنی فارسی

صدا کننده داد زننده

معنی کامل و مثال‌ها

/vō sif´ǝr ǝnt/adj.

● با سر و صدا، با داد و فریاد، فریادی، نعره‌ای

واژه‌های دیگر با معنی «صدا کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن