دیکشنری فارسی

volumes

UKvɔljuːmz US'vɔljumz

معنی فارسی

جلد ، دفتر ، گنج ، حجم ، کپه ، توده ،

طوماري که از پاپيروس درست مي کردند

واژه‌های دیگر با معنی «جلد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن