دیکشنری فارسی

voodoo

US'vu:'du:

معنی فارسی

جادو (گري) جادوگر سياهان افسون کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/vōō´dōō´/adj., vt., n.,pl.

● (مذهب برخی مردم افریقا و کارائیب که جادو و طلسم در آن نقش بزرگی دارد) ودو

● کشیش ودو، جادوگر سیاهپوست

● طلسم ودو، چشم‌زخم

● تحت تاثیر طلسم ودو قرار دادن، ودو کردن

● وابسته به ودو

تعریف انگلیسی

verb
  1. a charm superstitiously believed to embody magical powers
  2. (Haiti) followers of a religion that involves witchcraft and animistic deities
  3. a religious cult practiced chiefly in Caribbean countries (especially Haiti); involves witchcraft and animistic deities
  4. bewitch by or as if by a voodoo “Somebody ----s somebody”

واژه‌های دیگر با معنی «جادو (گري)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن