votive offerings معنی فارسی نذر واژههای دیگر با معنی «نذر» vow نذر، پيمان، عهد exvoto (هديه ياپيشکشي) براي ايفاي نذر oblatory مبني بر نذر يا قرباني يا پيشکشي ex voto هديه يا پيشکشي (براي ايفاي نذر). votive نذري، نذر شده confarreation رسميترين نوع ازدواج که شامل مراسم متعدد، منجمله نذر کردن کيک به درگاه ژوپيتر بود essaying پيشکش هديه، تقديمي، قرباني offering پيشکش هديه، تقديمي، قرباني profession پيشه، اقرار، کار