دیکشنری فارسی

wads

UKwɔdz USwɔdz

معنی فارسی

لايي ، کهنه ، نمد ، فشردن ،

به شکل لايي در آوردن ، آستر کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. a large number or amount “made lots of new friends” “she amassed stacks of newspapers”

واژه‌های دیگر با معنی «لايي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن