دیکشنری فارسی

waistline

UKweistlain US'weıs'tlaın

معنی فارسی

کمر، ميان، کمربند.

ميانگاه ، بخش باريک ميان جامه

محل تلاقي دامن و بالا تنه يپيراهن

معنی کامل و مثال‌ها

/-līn´/n.

● کمر، کمر گاه (میان دنده ها و کفل)

● (جامه‌ی زنانه ) کمر، میان‌گاه، بخش باریک میان جامه

● (زنانه) محل تلاقی دامن و بالا تنه‌ی پیراهن

● اندازه‌ی کمر، دور کمر

تعریف انگلیسی

noun
  1. the narrowing of the body between the ribs and hips

واژه‌های دیگر با معنی «کمر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن