wanderingly معنی فارسی سرگردان بودن (يا شدن) ، آواره بودن (ياشدن) ، بيراه شدن ، گرديدن واژههای دیگر با معنی «سرگردان بودن (يا شدن)» wander سرگردان بودن (يا شدن)، آواره بودن (ياشدن)، بيراه شدن