wapentake معنی فارسی قصبه دادگاه قصبه معنی کامل و مثالها /wäp´ǝn tāk´/n.● (تاریخ انگلیس)● قصبه● دادگاه قصبه واژههای دیگر با معنی «قصبه» fibula قصبه صغري، ساق کوچک، قزن قفلي fibulae قصبه صغري، ساق کوچک، قزن قفلي splinter bone قصبه صغري، ساق کوچک، قزن قفلي bronchial tube قصبه الريه، ناي. bourg شهرک يا قصبه، شهرک داراي جمعه بازار pocket borough قصبه اي که دردست يک شخص يا يک خانواده باشد burg حصار يانرده اطراف خانه يا شهر، قصبه، قلعه . dorp دهکده، قصبه، شهر. town شهر، قصبه shin bone درشت ني، قصبه کبري