warded
UKwɔːdid
US'wɔ:dıd
معنی فارسی
مولي عليه بخش ناحيه نگهداري حفاظت حبس مدنگ بخش حفاظت نگهداري
معنی کامل و مثالها
/wôrd´id/adj.
● (به ویژه کلید یا سوراخ قفل) دندانهدار