دیکشنری فارسی

warm-up

UKwɔːmʌp

معنی فارسی

گرم شدن

معنی کامل و مثال‌ها

/wôrm´up´/n., adj.

● (قبل از مسابقه یا ورزش و غیره) آماده‌سازی، نرمش، گرم‌سازی بدن

● لباس ورزش، (جامه) گرمکن

ریشه و کاربرد

ریشه

From the verb phrase 'warm up'. First known use in 1915.

مثال

  • The team had a quick warm-up before the game.
  • She did a 20-minute warm-up.
  • The band played a warm-up gig.

ترکیب‌های رایج

quick warm-up 20-minute warm-up warm-up gig warm-up exercise

تعریف انگلیسی

noun
  1. exercising in preparation for strenuous activity

واژه‌های دیگر با معنی «گرم شدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن