دیکشنری فارسی

warmblooded

معنی فارسی

خونگرم خونگرم مهربان پر عاطفه زودجوش زود خشم آتشي آتشي مزاج

معنی کامل و مثال‌ها

/-blud´id/adj.

(جانور) خونگرم

mammals and birds are warmblooded animals

پستانداران و پرندگان جانوران خونگرم هستند.

(آدم) خونگرم، مهربان، پر عاطفه، زودجوش

زود خشم، آتشی، آتشی مزاج

واژه‌های دیگر با معنی «خونگرم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن