دیکشنری فارسی

warmhearted

UKwɔːmhɑːtid

معنی فارسی

(warmheartedness) خونگرم با محبت مهربان مهرباني خونگرمي.

معنی کامل و مثال‌ها

/wôrm´härt´id/adj.

مهربان، رئوف، خونگرم، دلسوز

واژه‌های دیگر با معنی «(warmheartedness) خونگرم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن