دیکشنری فارسی

warranter

UKwɔrəntər

معنی فارسی

گواه شاهد ضامن متعهد.

تعریف انگلیسی

noun
  1. one who provides a warrant or guarantee to another

واژه‌های دیگر با معنی «گواه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن