wearable
UKwɛərəbl
معنی فارسی
پوشيدن ، در برکردن ، تن کردن ،
بر سر گذاشتن (براي کلاه) بستن ، بر سر ، بر پا
معنی کامل و مثالها
/wer´ǝ bǝl/adj., n.
● پوشیدنی
● (جمع) پوشاک، جامه، تنپوش