دیکشنری فارسی

wearable

UKwɛərəbl

معنی فارسی

پوشيدن ، در برکردن ، تن کردن ،

بر سر گذاشتن (براي کلاه) بستن ، بر سر ، بر پا

معنی کامل و مثال‌ها

/wer´ǝ bǝl/adj., n.

● پوشیدنی

● (جمع) پوشاک، جامه، تنپوش

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a covering designed to be worn on a person's body
  2. suitable for wear or able to be worn “wearable evening clothes” “a wearable hearing aid”

واژه‌های دیگر با معنی «پوشيدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن