forgone
UKfɔːgɔn
USfɔ'gɔn
معنی فارسی
چشم پوشيدن از صرف نظرکردن از خود داري کردن جبر نفس کردن
چشم پوشيدن از صرف نظرکردن از خود داري کردن جبر نفس کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن