forgoer معنی فارسی چشم پوشيدن از صرف نظرکردن از خود داري کردن جبر نفس کردن واژههای دیگر با معنی «چشم پوشيدن از» renounce چشم پوشيدن از، صرف نظر کردن از، دست کشيدن از forego چشم پوشيدن از، صرف نظرکردن از، خود داري کردن forgoes چشم پوشيدن از، صرف نظرکردن از، خود داري کردن forgoing چشم پوشيدن از، صرف نظرکردن از، خود داري کردن forgone چشم پوشيدن از، صرف نظرکردن از، خود داري کردن forwent چشم پوشيدن از، صرف نظرکردن از، خود داري کردن waive چشم پوشيدن از، صرف نظر کردن از، اسقاط کردن condone چشم پوشيدن از، اغماض کردن، درگذشتن از ignorable ناديده پنداشتن، چشم پوشيدن از، ناديده گذشتن از ignore ناديده پنداشتن، چشم پوشيدن از، ناديده گذشتن از