wedded
UKwedid
US'wedəd
معنی فارسی
ازدواج کرده زن و شوهر وابسته به ازدواج ازدواجي زن و شوهري وابسته بسيار علاقمند
معنی کامل و مثالها
/wed´id/adj.
● ازدواج کرده، زن و شوهر (شده)
● وابسته به ازدواج، ازدواجی، زن و شوهری، (همسر) قانونی
● وابسته، بسیار علاقمند
he is wedded to his job
خیلی به شغلش دلبستگی دارد.
تعریف انگلیسی
adjective
- having been taken in marriage