well-behaved معنی فارسی خوش رفتار با ادب معنی کامل و مثالها /wel´bē hāvd´/adj.● خوش رفتار، مودب، با تربیت واژههای دیگر با معنی «خوش رفتار» bon ton روش خوب، رفتار از روي نزاکت وطبق اداب معموله، خوش نژاد