دیکشنری فارسی

well-bred

معنی فارسی

با تربيت تربيت شده

معنی کامل و مثال‌ها

/-bred´/adj.

● با ادب، فرهیخته، با تربیت

● (جانور) اصیل، نیک‌نژاد

ریشه و کاربرد

ریشه

From the English words 'well' and 'bred'.

مثال

  • The well-bred gentleman held the door open for her.
  • Her well-bred manners were evident at the dinner table.
  • The well-bred horse won the race.

ترکیب‌های رایج

Well-bred gentleman Well-bred manners Well-bred horse

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of good upbringing

واژه‌های دیگر با معنی «با تربيت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن