دیکشنری فارسی

whammy

UKəmiː US'wæmı

معنی فارسی

بدشانسي چشم بد چشمزخم

معنی کامل و مثال‌ها

/-ē/n., pl.

(خودمانی) بدشانسی، چشم بد، چشم‌زخم

تعریف انگلیسی

noun
  1. a serious or devastating setback
  2. an evil spell “a witch put a curse on his whole family” “he put the whammy on me”

واژه‌های دیگر با معنی «بدشانسي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن