دیکشنری فارسی

what

UKwɔt USwʌt

معنی فارسی

چه کدام چقدر هرچه آنچه

معنی کامل و مثال‌ها

/hwut, hwät, wut, wät, hwǝt, wǝt/pron., n., adj., adv., conj., interj.

چه، چی

what is your name

نام شما چیست‌؟

what do you want?

چه می‌خواهی‌؟

what did you tell them?

به آنها چه گفتی‌؟

what books did you buy?

چه کتاب‌هایی را خریدی‌؟

هرچه، آنچه، هرکاری، هر چیزی

what I want to say is this...

آنچه که می‌خواهم بگویم این است...

say what you wish!

هرچه دلت می‌خواهد بگو!

eat what you like!

هر چیزی را که دوست داری بخور!

do what you can for them!

هر کاری که از دستت بر می‌آید برای آنها بکن‌!

آنچه که، آنچه

what you said is true

آنچه که گفتی صحت دارد.

bring only what you need!

فقط آنچه که نیاز داری بیاور!

آنچه را که، آن چیزی را که

forget what you saw

آنچه را که دیدی فراموش کن.

he did not say what I expected

آنچه را که انتظار داشتم نگفت.

هر

invent what excuses you please!

هر بهانه‌ای را که دلت می‌خواهد اختراع کن‌!

چقدر

what will it cost?

هزینه‌ی آن چقدر خواهد بود؟

(با: with) هر طوری شده، باری به هر جهت، تا اندازه‌ای

what with singing and dancing the time passed quickly

آواز و رقص موجب شد که وقت زود بگذرد.

(مهجور) چرا

(با: but) که، در اینکه

never doubt but what your mother loves you!

هرگز در این که مادرت تو را دوست دارد شک نکن‌!

(محلی) تا آنجا که، هر قدر، هر چقدر

we warned them what we could

تا آنجا که از دستمان بر می‌آمد به آنها هشدار دادیم.

(برای بیان شگفتی یا خشم و غیره) چی‌!، عجب‌!

what! no lunch!

چی‌! ناهار نیست‌!

what a house!

عجب خانه‌ای‌!

چیزی، آن چیزی

چه فایده‌ای دارد، به چه درد می‌خورد

what is a home without a wife!

خانه‌ی بی‌زن به چه درد می‌خورد!

* and what not

و غیره، و خیلی چیزهای دیگر

* what about

چطور؟، چطور شد؟، پس چی‌؟

what about my share?

پس سهم من چی‌؟

what about your father, is he a doctor, too?

پدرت چطور، او هم دکتر است‌؟

* what a tangled web we weave, when first we practice to deceive

آدم متقلب عاقبت در دامی که برای دیگران گسترده است گرفتار خواهد شد

* what are you driving at?

منظورت چیست‌؟

* what can't be cured must be endured

درد لاعلاج را باید تحمل کرد

* what for

چرا؟، به چه دلیل‌؟

he resigned! what for?

استعفا داد! چرا؟

* what goes around comes around

هر گفته یا عمل عاقبت به صاحبش برمی‌گردد

* what goes up must come down

فواره چون بلند شود سرنگون شود

* what have you

(عامیانه) و غیره

he sells books, magazines or what have you

کتاب و مجله و غیره به فروش می‌رساند.

* what if

چه می‌شود، چطور

what if it snows?

اگر برف بیاید چطور؟

* what's what

(عامیانه) واقعیت، وضع موجود

I need somebody to tell me what is what

نیاز دارم که کسی مرا راهنمایی کند.

* what it takes

(عامیانه) هرچه که لازم باشد

I want to succeed and I'll do what it takes

می‌خواهم موفق بشوم و هر کاری که لازم باشد خواهم کرد.

* what will be, will be

جلو سرنوشت را نمی‌توان گرفت، خدا کشتی آنجا که خواهد برد

* what's done cannot be undone

تیر رها شده را نمی‌توان برگرداند، آب ریخته را نمی‌توان به جوی برگرداند

* what's past is prologue

گذشته دیباچه‌ی آینده است، این تازه اول کار است

* what though

چه فرقی می‌کند، که چی

مترادف‌ها

pronoun
1. That which.
2. The sort of, the kind of.
3. Which (out of many, or of many kinds).
4. How, how great, how remarkable.
5. In part, partly.
6. Whatever, whatsoever, what thing soever.

واژه‌های دیگر با معنی «چه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن