whereinto معنی فارسی در آن معنی کامل و مثالها /-in´too/conj.● (که) در آن، (که) از آن واژههای دیگر با معنی «در آن» therein در آن، در آنجا، از آن بابت thereunder در زير آن، بموجب آن thereabouts در آن حوالي، در آن حدود، در حدود آن وقت thereagainst در مقابل آن، مخالف آن، در برابر آن whereunder که در زير آن whereupon که در نتيجه آن، که در روي آن، روي چه centerfire فشنگي که چاشني آن در وسط، پايه يآن باشد spout لوله (در قوري و مانند آن)، دهانه شير، ناودان transpadane واقع در آن سوي رودخانه ي پو usher راهنما (در مجالس و مانند آن)، راهنما، معاون يا آموزگار پايين رتبه