دیکشنری فارسی

while

UKwail USwaıl

معنی فارسی

هنگامي که مادامي که درصورتيکه وحال آنکه

معنی کامل و مثال‌ها

/hwīl, wīl/n., conj., prep., vt.

مدت، زمان، (زمان) چندی

he waited for a while and then left

مدتی منتظر شد و سپس رفت.

a while ago

مدتی پیش

همزمان با، در طی زمانی که، در مدتی که، وقتی که

we dined while the baby slept

در مدتی که کودک خواب بود شام خوردیم.

he was killed while trying to escape

وقتی که می‌خواست فرار کند کشته شد.

حالا که، اکنون که، تا، تا اینکه

gather ye rosebunds while you may

(رابرت هریک) تا می‌توانید شکوفه‌های گل جمع کنید.

while you're up, close the window

حالا که از جا برخاسته‌ای، پنجره را ببند.

گو اینکه، گرچه، هرچند، با آنکه

while he was not poor, he had no ready cash

با آنکه فقیر نبود پول نقد در دسترس نداشت.

درحالی‌که

I like tea while Iraj prefers coffee

من چای دوست دارم درحالی‌که ایرج قهوه را ترجیح می‌دهد.

the walls are white while the doors are brown

دیوارها به رنگ سفید هستند درحالی‌که درها قهوه‌ای‌اند.

(قدیمی) رجوع شود به: until

(معمولا با: away) وقت گذراندن، وقت تلف کردن

to while away the morning

بامداد را به بطالت گذراندن

مدت کوتاه، چند صباحی، (زمان) کمی

he came back again in a while

کمی بعد دوباره بازگشت.

با آنکه، با وجود آنکه

the story itself, while badly written, is not only true but interesting, too

خود داستان با وجود آنکه بد نگاشته شده است نه تنها واقعیت دارد بلکه جالب هم هست.

* between whiles

گهگاه، گاه و بیگاه، هرچند وقت یک بار

* the while

در همان هنگام، همزمان (با)، در همان وقت

* worth one's while

مفید، به درد خور، چیزی که به وقتش می‌ارزد

مترادف‌ها

I. noun
Time, season, space of time.
II. adverb
1. During the time that.
2. As long as.
3. At the same time that.
4. Under which circumstances, in which case, though.

واژه‌های دیگر با معنی «هنگامي که»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن