whisht معنی فارسی سکوت معنی کامل و مثالها /hwisht, wisht/interj., n., vt.● (اسکاتلند - ایرلند) سکوت واژههای دیگر با معنی «سکوت» doldrums سکوت، خمود، افسردگي sub silentio در سکوت، در خاموشي resting frequency بسامد سکوت listening silence سکوت راديويي، به گوش بودن از نظر، راديويي بدون ارسال پيام radio silence سکوت راديويي silent running سکوت زيردريايي، حرکت زيردريايي با سکوت silence signifies consent سکوت علامت رضاست silence prevailed سکوت حکم فرما بود silence gives consent سکوت موجب رضايت است، عدم اعتراض کاشف از اذن است Trappist عضو فرقه اي از راهبان مرتاض اهل سکوت.