whole hog معنی فارسی کاملا، تمام راه ، همه ، تا دورترين نقطه . واژههای دیگر با معنی «کاملا» quite کاملا، بکلي، تماما perfectly کاملا، بکلي، بطورکامل يا بي عيب egregiously کاملا، زياد، بطورفاحش يانمايان all around کاملا، جامع، سرتاسري. thoroughly کاملا، تماما، سراسر fully کاملا، تماما، سير hand and foot کاملا، کلا، تماما. teetotally کاملا، کلا، تماما. utterly کاملاً، بکلي، يکسر jampacked کاملا پر، مملو، چپيده