دیکشنری فارسی

wildling

UKwildliŋ

معنی فارسی

حيوان وحشي گياه وحشي گياه خودرو. غير اهلي نارام وحشي

معنی کامل و مثال‌ها

/wīld´liŋ/n.

● (گیاه) خودرو، ناکشته، ناپرورده

● (جانور) غیر اهلی، نارام، وحشی

واژه‌های دیگر با معنی «حيوان وحشي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن