windbound معنی فارسی باد مخالف، متوقف در اثر باد، گرفتار باد. واژههای دیگر با معنی «باد مخالف» crosswind باد مخالف. wind bound دچار باد مخالف lee ward در جهت مخالف باد prevailing wind باد مخالف (دريايي) head wind باد روبرو، باد مخالف. afterwinds باد بعد از انفجار، باد مخالف جهت انفجار اتمي head-wind باد، روبرو، باد مخالف withershins در جهت مخالف جهت حرکت خورشيد، باد خورشيد