دیکشنری فارسی

wingless

معنی فارسی

بال (بزبان شوخي) دست پره (بيني) جناح پهلو طرف شاخه شعبه دسته

ریشه و کاربرد

ریشه

From 'wing' + 'less'.

مثال

  • The wingless insect crawled on the ground.
  • The wingless bird could not fly.
  • The wingless design of the car.

ترکیب‌های رایج

Wingless insect Wingless bird Wingless design

تعریف انگلیسی

adjective
  1. lacking wings

واژه‌های دیگر با معنی «بال (بزبان شوخي)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن