دیکشنری فارسی

wiredraw

معنی فارسی

مفتول کردن بشکل سيم دراوردن زيادباريک شدن در زيادطول دادن يادرازکردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-drô´/vt.

● (فلز را) تبدیل به سیم کردن، مفتول کردن

● دراز کردن، کشیدن

● طولانی کردن، طول دادن، به درازا کشاندن

● کار را به جاهای باریک کشاندن

● وارد ریزه‌کاری‌های گیج‌کننده شدن

واژه‌های دیگر با معنی «مفتول کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن