wiredraw
معنی فارسی
مفتول کردن بشکل سيم دراوردن زيادباريک شدن در زيادطول دادن يادرازکردن
معنی کامل و مثالها
/-drô´/vt.
● (فلز را) تبدیل به سیم کردن، مفتول کردن
● دراز کردن، کشیدن
● طولانی کردن، طول دادن، به درازا کشاندن
● کار را به جاهای باریک کشاندن
● وارد ریزهکاریهای گیجکننده شدن